خواف شهر میراث های ماندگار
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

زوزن

در دوران قبل و بعد از اسلام تانیمه اوّل قرن هشتم (هـ-ق) شهرستان خواف به مرکزیت زوزن ، از ایالتهای قدرتمند ایران ، زادگاه و خاستگاه اشکانیان و پارتیان بوده است . این شهر بر قلمرو وسیع خواف بزرگ ، که زمانی شامل شهرستان کنونی تربت حیدریه تا باد غیسات هرات و بیابان‏های قهستان و فراه افغانستان و سیستان ادامه داشته ، حکم می‏رانده است .


 

        زوزن که هم نام ولایت بوده و هم نام مرکز آن ، دارای استقلال قضایی بوده و حاکمان آن مستقیماً از سوی شاه منصوب می‏شدند . قبل از اسلام این حاکمان به کنارنگ وبعد از اسلام به مُلٍک ملقّب بوده اند .

        ملوک زوزن ، در طول قرن‏های پنجم تا هفتم (هـ-ق) آوازه‏ی ممتاز داشتند . سعدی در گلستان حکایت بیست چهارم باب اول را به گوشه ای از وقایع در بار ملوک زوزن اختصاص داده است ، که معاصر سلطان محمد خوارزمشاهیان بودند .

        وجه تسمیه زوزن : یا قوت حموی در مجمع البلاد از ابوالحسن بیهقی نقل می کند : آتشی که زرتشتیان می پرستند از آذربایجان به سیستان و جاهای دیگر از طریق زوزن بر پشت شتر حمل می شد چون شتر حامل آتش مقدس به ناحیه‏ی زوزن می رسید سینه بر زمین زد و از آنجا بر نخاست برخی از عمله‏ی آتش به شتر گفتند : زوزن ای عجل بشتاب و شتر را زدند تا حرکت کند . چون شتر اطاعت نکرد ، در آن موقع آتشکده ای ساختند ، با این نظر زوزن از جمله‏ی فارسی زورزن برگرفته شده است به معنی زود بر خیز یا تلاش کن . برخی دیگر گویند : زوزن از دو جزء (زو) و (زن) ترکیب یافته زو یعنی دره تنگ و زن یعنی تراوش آب ، یعنی محلی که آب از آن تراوش می کند .

        محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، در تاریخ آل اشکان گفته : در دوره‏ی اشکانی زوزن تغییر یافته سوزیا می باشد که بایستی مانند مردم محل به صورت زوزن تلفظ شود مرحوم مشکور در ایران باستان هم زوزن را مثل ایالتهای دیگر جام ، باخرز و زاوه جزو ایالت های اشکانیان و ساسانیان و از سرزمین پارت دانسته است .

        اصطخری مؤلف مسالک و ممالک ، ابوالقاسم جیهانی مؤلف اشکال العالم ، مقدسی مؤلف احسن التقاسیم ، ابن حوقل ، ابوالفداء در تقویم البلدان ، ناصرخسرو و حموی زوزن را جزءشهرهای نیشابور دانسته که دارای فضایل بسیاری از نظر اقتصادی و فرهنگی است .

        بنا به تعریف مقدسی زوزن عنوان مصر داشته که این نام به ولایتی گفته می‏شده است که در آن شهر جامعی وجود داشته باشد که حدود در آن اجرا می‏شود و امیری در آن ساکن باشد که هزینه‏ی آن‏را بپردازد و روستایش را سرپرستی کند و شهری که استقلال قضایی ، مالی و لشکری مستقل از حکومت مرکزی داشته تا جایی‏که هر گاه حکومت مرکزی به نیرو نیازی داشت ، از ملوک زوزن استمداد می‏جست . در سال 444 (هـ-ق) حمد اله  مستوفی ، مورّخ قرن هشتم ، زوزن را از شهرهای سه گانه خواف و مرکز ولایت دانسته که ملک زوزن عمارت عالی ساخته و اکنون آثار آن به‏صورت تپه بزرگ در کنار روستای قدیمی زوزن و نزدیکی خرابه های مسجد تاریخی زوزن وجود دارد . بعد از تقسیمات سیاسی کشوری به‏علّت زلزله 737  (هـ-ق) تغییر کرد و زوزن از رونق افتاد که بر اثر ظهور تیموریان زوزن و خواف ازنیشابور جدا و به هرات ملحق گردید طوری‏که حافظ ابرو ، مورخ قرن هشتم (هـ-ق) آن‏را از شمار ربع هرات آورده و داخل دیوان هرات می‏داند . گر چه زوزن بعد از زلزله آباد نشد ولی عنوان قصبه بودن و مرکزیت دشت زوزن را از دست نداد و همواره دارای رجال علمی و سیاسی و دینی بوده است . با سقوط تیموریان و ظهور صفوی خواف از چشم افتاد ولی دشت زوزن به تابعیت ولایت خواف به مرکزیت قاسم آباد تا سال 1316 (هـ- ش) به‏عنوان بلوک به حیات خود ادامه داده است .

        چون زوزن با شهر های بزرگی مثل قهستان ،جام ، هرات ، ابیورد، باخرز ،نیشابور ، اسفراین و گرگان در ارتباط بوده وانواع کالای تجاری در آن‏ها مبادله می شده است . لذا مورخان وجغرافیدانانی چون حموی ، نیشابوری ، اسفزاری ، ابوالفداء در آثار خود بنابر رونق تجارت و ظهور علما آن‏را بصره‏ی کوچک یا بصره‏ی خراسان نامیدند .

        گذشته از آن زوزن از نظر تاریخی مشهور است ، به‏خاطر آثار باستانی ، مسجد تاریخی وکاخ ملک زوزن (قلعه قاهره)که معِرف آبادی ورونق این ولایت در زمان‏های گذشته بوده است .

 از نظر مشاهیر علم وادب وسیاست مشهور است ، مثل : اسماعیل زوزنی (158هـ-ق)ابو الحسن علی حاتمی زوزنی مشهور به شیخ الجلیل العالم متوفی 457 (هـ-ق) فقهایی مثل ‌:حمزه بن احمد زوزنی ، محمدبن ولید زوزنی در قرن چهارم (هـ-ق) که در نیشابور تدریس می کرده اند ، شهاب الدین زوزنی در کرمان وقاضی محمد زوزنی قاضی القضاة ماوراءالنهر . در عصر غزنویان مردان این خبطه در فرهنگ وسیاست فعال بودند . عبدالکافی زوزنی مدرس فرزندان سلطان محمود غزنوی ، بوسهل زوزنی وزیر سلطان مسعود غزنوی و خواجه ابو نصر مشکان زوزنی دبیر رسایل پدر و پسر .

        در عهد سلجوقیان مردان میدان فرهنگ وسیاست از زوزن بودند مثل کمال الدوله ، صاحب دیوان اشراف و انشای ملک شاه سلجوقی .و محمِد داماد خواجه نظام الملک توسی و ابو جعفر محمدبن احمد مختار زوزنی (رئیس دیوان وانشاء ملک شاه در عصر خوارزمشاهیان) ملک قوام الدین زوزنی حاکم کرمان تا بندر عباس ، فخر الملک محمود زوزنی وزیر جلال الدین قراختایی و ضیاء الملک زوزنی وزیر سلطان محمد خوارزمشاه ، عهده دار امور سیاست کشور بوده اند .

        لازم به تذکر است زوزنی که قرن‏های متمادی در صحنه های علم . سیاست و  اقتصاد عنوان « بصره‏ی کوچک» را به خود اختصاص داده بود ، از پیشرفت‏های امروزی عقب مانده و از نظر ارتباط‏های جادّه ای در بن بست کامل می باشد . البتِه دامداری ، کشاورزی ، صنایع دستی و قالی بافی در زوزن وجود دارد که ، تأمین کننده‏ی بخشی از نیاز های مردم می باشد .

[ ۱۳۸٩/٩/٢٤ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ حمید یاررودی ]
حمید یاررودی
حمید یاررودی کارشناسی آموزش ابتدایی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی آموزگار مقطع ابتدایی استان خراسان رضوی شهرستان خواف Email: hamid_yar@ymail.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :