خواف شهر میراث های ماندگار
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

 

      ×         خـواف در گذر تاریخ

        خواف بزرگ از ولایات وسیع خراسان بوده که مساحت فعلی آن یک دهم گذشته می باشد و تا قرن هشتم هجری بر اساس اسناد تاریخی، بعضی از سالها ، شامل شهرستان فعلی تربت حیدریه و شهرستانهای کنونی خواف و رشتخوار و قسمتی از نقاط مرزی که فعلاً جزو افغانستان هست بوده ، که حدود آن از شرق به بادغیسات هرات ، جنوب به بیابان متصل به فراه ، شمال به نیشابور و غرب به گناباد و قهستان می باشد . از معصوم علیشاه تبریزی . صاحب طرائق الحقایق1 ، نقل است که خواف بزرگ بواسطه طول زیادش به دو قسمت بالا خواف و پایین خواف تقسیم شده است که به خوافین معروف شده خواف بالا تا تربت و توابع آن و خواف پایین تا نزدیکیهای هرات ادامه داشته است .


 

        مرحوم دکتر جواد مشکور در تاریخ ایران باستان گوید که خواف از مناطق عهد اشکانی و ساسانی آباد بوده جزء شهرهای نیشابور یا ابر2 شهر و سرزمین پارت محسوب می شده است اکثر مورخان متفق القولند که تا اندکی بعد از حمله مغول خواف جزو توابع نیشابور بوده و بعد از آن ، تا عصر قاجاریه ، از ولایات هرات به شمار می رفته است . جغرافیدان و مورخ اسلامی قرن سوم هجری ابن رسته در اعلاق النفیسه گوید : نیشابور ، شهرها و روستاهای مهمِی داشته است که می توان به باخرز - جوین بیهق ارغیان زوزن خواف اشبنداشاره نمود. ابن حوقل در قرن چهارم هجری نوشته شهرستان نیشابور بسیار وسیع است ، روستاهای آباد دارد شهرهای نامدار مانند بوزجان خایمنه سلومک سنگان زوزن سبزوار ترشیز اسفراین مؤلف حدود العالم سنگان ، سلومه ، زوزن ، خرگرد و خواف را جزو نیشابور دانسته که دارای محصولات کشاورزی و دامداری بسیار زیادی بوده است .

        یاقوت حموی خواف را از توابع هرات آورده است (623ه ق)

        در سال 674 (ه ق) زکریا عماد الدین محمدبن محمود غزنوی صاحب آثارالبلاد واخبارالعباد خواف را از شهرهای بزرگ خراسان و نزدیک شهری که اکنون جزء ترکمنستان است ، آورده که پر جمعیت و سر سبز بوده است .

        صفی الدین بغدادی در مراصدالاطلاع سال700 (ه ق) خواف را جزء نیشابور دانسته که دارای100قریه سه شهر به نام- سراوند(سیجاوند)-خرجرد-زوزن می باشد.

صاحب نزهت القلوب در سال 740 (ه ق) خواف را جزء هرات آورده که دارای سلامه و زوزن است میوه هایش انگور ، انار ، انجیر ، خربزه و زردآلو ، مردم آن حنفی مذهب -مهمان نواز ،خیرو به حج علاقه1 دارند و تولیدات آنها کرباس ابریشم روناس هست.

         لسترنج مشترق انگلیسی که تحقیقات خود را از منابع تاریخ قرن سوم تا هفتم مثل یعقوبی- حموی گرفته ، گوید : در جنوب غرب باخرز ناحیه خواف است که دارای انگور و انار بوده و شهرهای سلومک ، سنگان و خرجرد از توابع آن است .

یاقوت و مقدسی به زوزن اشاره ای داشتند که به علّت اهمیت تجاری و ارتباط با سلامه خرجرد قاین و داشتن علماء به بصره‎ی کوچک معروف شده ، که دارای آتشکده بوده است .

        حافظ ابرو مورّخ قرن هشتم و نهم هجری که خود خوافی بوده است  گوید : در روزگار همایون شاهرخ تیموری دارالسلطنه هرات شامل توابع و نواحی هرات بلوکات ولایات که از توابع هرات است ، بادغیس ، مرغاب ، غور ، غرجستان ، ولایات اسفراین،  قوشنج ،  ولایات کوسویه ، باخرز ، خواف ، زاوه ، جام ، قهستان ، ترشیز ، بیرجند ، زیرکوه ، طبس ، تون ، بهارجان ، دشت بیاض ، قاین ، طبس ، مسینا، خوسف ، مؤمن آباد بوده است .

        با استنباط از منابع تاریخی دیگر ، گویا از اواخر قرن هشتم هجری به بعد ولایت باخرز هم از نظر حکومتی به خواف ملحق گردیده است . چون در کتاب شدالازار ضمن تطبیق زمان زندگی شیخ زین الدین خوافی و شیخ زین الدین تایبادی آمده است که تایباد از محال خواف است که البته الحاق آنرا به خواف خیلی از دلایل تاریخی دیگر تأیید می نماید ، زیرا در عهد صفویه حاکمان خواف حاکم باخرز هم بوده اند .

شرق ولایت خواف اعمال باخرز و غربی ولایت خواف اعمال قهستان و شمالی ولایت زاوه اعمال نیشابور و جنوبی بیابانی که میان فراه و سیستان و قهستان است .

خواف را در قدیم جزء نیشابور، ولی حال از هرات است.خواف به داشتن علماء ، ملوک ،وزرا ،مشهوراست.جد محمِد مظفرکه پدرشاه شجاع بود، ازنشتیفان خواف است . ملک زوزن که در اواخر حکومت خوارزمشاهیان حاکم بوده است از زوزن است .

         ملک شمس الدین محمد  انار که در زمان خوارزمشاهیان سپهسالار بود از خواف است .

         خواف قرا و مزارع بسیار دارد و دارای کان آهنی است ، مردمی سنی مذهب ، آب قنات دارند ولی آب رود آن اندک و دارای محصولات پنبه انار ابریشم انگور می باشد .

        حافظ ابرو قرای مشهور خواف را چنین نوشته «براکوه - کاریز سیوند- براباد- کبودان- ماهر آباد- کاریان سارآباد- بهدادین زوزن » امین احمدی رازی صاحب هفت اقلیم در 1010 (ه-ق) گوید : خواف دارای روستاهای معتبری است و از مسجد تاریخی زوزن ، کتیبه های مختلف ، عرفا ، شعرا و شاه سنجان خوافی نام برده است.

        زین العابدین شروانی مؤلّف حدایق السیاحه ، چنین گوید : خواف ولایتی است ،  دارای 30 پاره قریه‏ی خوب ، سکنه اش اهل سنت و شیعه ی امامیه باغات میوه و آسبادهای زیادی دارد ارباب کمال ان دیار افرادی مثل زین الدین ابوبکر خوافی و امیر قوام الدین سنجانی است.

        آخرین گفته از قول لسار ، جهانگرد روسی ، که در 1299 (ه ق) به خواف آمده می باشد .

        از نوشته های وی چنین معلوم می شود که در خشکسالی بدین دیار سفر کرده در آن زمان در روستاهای خواف ناامنی هایی وجود داشته و دوره ترکمن تازی که تقریباً همزمان یا مدت کوتاهی بیشتر از آن نمی گذشته است ، گوید : خواف دارای قلعه و برج و بارو و در پیکر بود . داد و ستد ناحیه در درون قلعه ها صورت گرفته ، دکان درون بازار تقریباً تهی از کالاها بود : اطراف قلعه ها درختان توت و میوه بوده و کشت خشخاش رواج داشته است . در دره میان خواف تربت حیدریه باغها مزارع جو- گندم- خشخاش به صورت واحدهای سبز کوچک در میان اراضی خشک و بی آب و علف خود نمایی میکرده است .

         در این ناحیه علف کمیاب بود . که فقط خوانین اسب نگه میداشته اند . در دهات پیرامون خواف به جز الاغ دیده نمی شد .این ولایت از سال 1249 (ه ق) که هرات از ایران جدا شد به تابعیت مشهد1 در آمد و مانند سابقش تحت عنوان ولایت خواف وباخرز به مرکزیت خواف شامل 6 بلوک به شرح زیر بوده است بلوک پایینی ولایت باخرز به مرکزیت  قصبه ی تایباد- بلوک بالا ولایت باخرزبه مرکزیت شهر نو میان ولایت باخرز به مرکزیت شهر مشهد ریزه پایین خواف به مرکزیت رود خواف دشت زوزن به مرکزیت قاسم آباد و بالا خواف به مرکزیت سلامه.

        از سال 1316 ولایت باخرز از بخشهای شهرستان مشهد و خواف  عنوان ولایت و استقلال خود را از دست داده است  و یکی از بخشهای تابع تربت حیدریه گردیده است با وجود آن اهمِیت سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کرد تا اینکه بعد از تحولات زیاد در سال 1368 هجری شمسی از تربت حیدریه جدا و به شهرستان تبدیل گردید و از سال 1369 فرمانداری افتتاح و ادارات مستقر گردیدند و مرکز حوزه انتخابیه مجلس شورای اسلامی شد و دارای نماینده در قوه مقننه گشت. بدین ترتیب شهرستان خواف دارای دو بخش چهار دهستان و یک نقطه شهری می شود بخش سنگان که مرکز آن روستای سنگان است و دهستانهای تابع آن پایین خواف و جلگه زوزن است و بخش مرکزی که مرکز آن شهرخواف است و دهستانهای تابع آن بالا خواف و میان خواف است .

        دهستان های شهرستان خواف شامل بالا خواف به مرکزیت چمن آباد ، پایین خواف به مرکزیت سنگان ، جلگه زوزن به مرکزیت قاسم آباد و میان خواف به مرکزیت خرگرد است بعداً به دلایل اقتصادی و سیاسی در تعداد بخش ها و شهرهای خواف تغییراتی ایجاد شد ، که شهرستان خواف تا پایان سال1372 (ش)دارای7دهستان3 بخش و یک نقطه شهری شد . علاوه بر دهستان های قبل و بخشهای قبلی  دهستان های جدید به نام های دهستان کیبر به مرکزیت ابراهیمی ، بستان به مرکزیت نیاز آباد ، سلامه به مرکزیت روستای سلامی و بخش جدید به نام جلگه زوزن و کیبر به مرکزیت قاسم آباد به تابعیت شهرستان خواف درآمد و شهرستان خواف دارای دو شهر خواف و سنگان گردید .

      ×         مرکز ولایت خواف بزرگ در دوران های مختلف

        مرکزیت ولایت خواف در زمان های مختلف به علت سیاست های محلی و حوادث طبیعی در بین شهرهای تابعه اش مثل زوزن خرگرد سلامه و روی در نوسان بوده است . به استناد منابع تاریخی وآثار باستانی مربوط به قبل از اسلام در زوزن مانند تپه سیاه که به نظر باستان شناسان در هزاره قبل از میلاد مرتفع ترین ساختمان منطقه بوده ویا وجود معبد مذهبی درقلب شهر زوزن و وجودآتشکده هایی در آن منطقه و آثار تپه های بزرگ که دژ های محکمی برای حفاظت در کنار شهر ویا استقرار حاکمان وقت بوده ، می توان استنباط کرد که احتمالاً زوزن مرکز حکومت بوده است .

        بعد از اسلام هم به زوزن از نظر تجارت و ظهور علما و دانشمندان بصره کوچک لقب داده بودند .

        وجود ملوک زوزن در قرون پنجم تا هفتم هجری ، وجود بقایای کاخ زوزن موسوم به قلعه‏ی قاهره یا ارگ زوزن که سلطان جلال الدین خوارزمشاه هنگام فرار از مقابل سپاهیان مغول می خواست آنرا پناه‏‏گاه خویش قرار دهد یا مسجد ملک زوزن که به تبع شهربزرگ آن ناشی از وجود جمعیت زیاد بوده معلوم می شود که قبل و بعد از اسلام تا زلزله 737 (ه.ق) شهر زوزن مرکز ولایت خواف بزرگ بوده است .

        بعد از اسلام به ویژه در خلال قدرت سلاجقه به خصوص خواجه نظام الملک طوسی که در خرگرد نظامیه ساخت و در عهد شاهرخ تیموری که خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی در آنجا مدرسه غیاثیه را بنا کرد ، شهر خرگرد اهمیت پیدا کرد .بدنبال تنزل موقعیت زوزن و ظهور تیموریان ، مرکز حکومت به خر گرد منتقل گردید با غروب حکومت تیموریان در هرات و ظهور دولت صفوی شهر خرگرد بتدریج از رونق علمی افتاد ومدرسه‏ی غیاثیه رو به ویرانی گذاشت ، طوری که در مسافرت شاه عباس اول به خواف موردبی توجهی قرارگرفت ومرکزحکومت خواف بزرگ به سلامه انتقال یافت.

       در زمان سلطنت شاه عباس صفوی که ازبکها به خواف حمله کردند گنجعلیخان حاکم خواف ، در قلعه سلامه (کوشک) سکونت داشته که بعد از مقاومت دلیرانه شکست خورده ، این واقعه نشان دهنده این است که در زمان نسبتاً کوتاه حاکم نشین خواف سلامه بوده است .

        از اواخر صفویه و ظهور افشاریه و زندیه بخصوص ظهور قاجاریه مرکز حکومت خواف بزرگ به شهر فعلی یعنی رود خواف که پیوسته ازآبادی های بزرگ وپر جمعیت بوده و مولانا فصیح خوافی از آنجا بر خاسته منتقل شده که علاوه بر اسناد تاریخی ، وجود آثار تاریخی باقی مانده از ارگِ دولتی قلیچ خانی مؤید این گفتار است که تاکنون ادامه دارد .



1-   آثار باستانی خراسان - ج 1 - عبدالحمید مولوی - تهران - انجمن آثار ملی - 1354 ش

2- ایران درعهد باستان دکترمحمد جواد مشکور تهران سازمان انتشارات اشرفی چاپ 3-2537

3-  المصادر- ابوعبدالله حسین احمد بن زوزنی به کوشش تقی بینش مشهد کتاب فروشی باستان چاپ 1 1340 ش

4- اطلاعات گرفته شده از فرمانداری جهاد کشاورزی خواف

5- استفاده از دست نوشته ها و نسخه های خطی قدیم خواف

6- استفاده از نظریات و گفته های بزرگان معتمدین روستاها و شهر خواف

7- بناهای تاریخی خراسان - علی اصغر مقری انتشارات اداره کل فرهنگ خراسان 1359

8- تاریخ رجال شرق خراسان جلد 1و2 ابراهیم زنگنه مشهد انتشارات خاطره -13701381 چاپ 1

9- تاریخ مغول عباس اقبال آشتیانی تهران انتشارات امیر کبیر چاپ 6 1345ش

10-تاریخ ایران باستان حسن پیر نیا (مشیر الدوله) تهران انتشارات دنیای کتاب 1362 ش

11-تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری ابو عبدالله ترجمه محمد بن حسین نیشابوری تصحیح : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی دفتر نشر آگه تهران 1375 ش

12- جغرافیای تاریخی ولایت زاوه محمد رضا خسروی انتشارات آستان قدس رضوی-چاپ1-1366

13- جغرافیای تاریخی خراسان از نظر جهان گردان ابوالقاسم طاهری تهران 1348ش

14- جغرافیای تاریخی سرزمینهای  خلافت شرقی لسترنج ترجمه‏ی محمود عرفان انتشارات علمی فرهنگی - چاپ 2 1364ش

15- جغرافیای حافظ ابرو ربع هرات شهاب الدین عبدالله بن لطف الله انتشارات بنیاد فرهنگ ایران- به کوشش مایل هروی 1349ش

16- دیوان شیخ صوفی خوافی به کوشش عبدالله مشهوری چاپخانه زوّار- چاپ 1 1338ش

17- روضه خلد مجد خوافی بکوشش حسین خدیو جم انتشارات دانشگاه تهران - چاپ 2 1382

18- روضات الجنات فی اوصاف مدینه الهرات معین الدین اسفزاری تصحیح محمد کاظم امام چاپ دانشگاه تهران 1339ش

19- زندگی شاه اسماعیل صفوی رحیم زاده صفوی

20- زندگی نامه شاه عباس صفوی نصرالله فلسفی انتشارات دانشگاه تهران چاپ 5 1353ش

21- سلامی در گذر زمان علیرضا جعفری انتشارات دامینه مشهد چاپ 1 1382

22- سیمای هزار ساله خواف ابراهیم زنگنه چاپ 1 1382

23- فرهنگ ابادیهای کشور ایران دکتر محمد حسن پاپلی مشهد بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی 1367ش

24- مدرس قهرمان آزادی حسین مکّی تهران بنیاد ترجمه و نشر کتاب 1359-1358ش

25- مجمل فصیحی فصیح الدین جلال الدین محمد خوافی به تصحیح محمود فرخ مشهد کتاب فروشی باستان 1339ش

26- وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی عباس اقبال آشتیانی به کوشش محمد تقی دانش پژوه تهران - انتشارات دانشگاه تهران 1338ش

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢٤ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حمید یاررودی ]
حمید یاررودی
حمید یاررودی کارشناسی آموزش ابتدایی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی آموزگار مقطع ابتدایی استان خراسان رضوی شهرستان خواف Email: hamid_yar@ymail.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :