خواف شهر میراث های ماندگار
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

باسمه تعالی

مقدمه

قرن 20 قرن بیداری ملتها و امتهای اسلامی و نهضت های آزادی بخش  از یک طرف و قرن هجوم استعمار و چپاول ملتها ، تهاجم فرهنگی و زدودن ارزشهای ملی و مذهبی از طرف دیگر است.

تاریخ یک ملت آئینه و شناسنامه یک ملت است ملت بدون فرهنگ و تاریخ یعنی ملت بدون ریشه هویت و اصالت. اگر پاره ای از جوانان ما اسیر خود باختگی و مدل گرایی می شوند بدین خاطر است که از گذشته و فرهنگ و تاریخ خود بی اطلاعند.

دشمن حیات و منافع خود را در عقب ماندگی استعمار-استحمار و استثمار ملتهای اسلام میداند.استعمار جدایی و جنگ بین نسلها تهی کردن جوانان را دنبال می کند.


 

حفاظت حمایت تقویت دستاوردهای مادی و معنوی گذشته آشنایی نسل امروز با فرهنگ و هنر کشور یکی از اهداف این همایش ها باید باشد تا ملتها بجای خود باختگی به خود باوری و بجای وابستگی به استقلال و بجای اسارت به آزادی برسند با این همایش هاست که ارتباط مردم با یکدیگر بیشتر- قلبها نزدیکتر معرفت واقعی حاصل می شود آنهم در زمانی که دشمن اختلاف و نفاق را برنامه ریزی کرده است .

خواف از بسیاری جهات بنا بدلایل طبیعی اقتصادی سیاستهای سوء حکومتهای وقت نا شناخته و محروم مانده که این همایش ها می تواند ضمن رفع این نقیصه استعدادها، امکانات منطقه را مشخص کرده مبنایی شود برای برنامه ریزیهای دقیق- رفع مشکلات و مشخص کردن مسیر توسعه و خدمت گذاری به مردم و کشور. امید است این سفرهای علمی با همکاری اساتید گره گشای مشکلات منطقه و روشن کننده سیمای حقیقی و واقعی مردم خواف باشد.

جهان یادگار است و ما رفتنی            نماند ز انسان ، بجز گفتنی

چو خواهی که نامت بود جاودان          مکن  نام نیک بزرگان نهان

26

1

خواف شهری است بردستان باد خفته در رود سیکای خواجه یار در 120 کیلومتری تربت حیدریه 260 کیلومتری مشهد مقدس وسعت آن 9127 کیلومتر        خراسان قبلی، دارای 120 هزار نفر جمعیت که 65 درصد کل منطقه حنفی مذهب 35 در صد اهل تشیع، دارای صفات خوب و خصایل برجسته و ممتاز از شرق به افغانستان مغرب گناباد و شمال شرق تایباد  - شمال و شمال غرب رشتخوار و تربت حیدریه جنوب به قائنات محدود است.

در خواف عشق با محبت علم با عمل تجارت با عبادت سیاست با دیانت توام بوده است. مردمی قانع صبور ادیب و سمبل انسانهای مهمان نواز- و مقاوم در مقابل ناملایمات طبیعت .مجد خوافی در روضه خلد خواف را چنین معرفی می کند.

یارب به دور دار بلا و نیاز و قحط          زیرا که جمله مومنند و پاکند و معتقد

از خطه خراسان خاصّه ز خاک خواف       با دین نیک و مذهب خوب و ضمیر صاف

 

سابقه تاریخی

 

خواف بزرگ که سابقه تارخی زیادی دارد. از ولایات مهم خراسان  بوده است. تا قرن هشتم هجری بر اساس اسناد تاریخی برخی از سالها شامل شهرستانهای کنونی تربت حیدریه خواف رشتخوار و قسمتی از نقاط مرزی که فعلا جزو افغانستان هست بوده حدود آن از شرق به بادغیسات هرات جنوب به بیابان متّصل به فراه وشمال به نیشابور وغرب به گناباد وقهستان بوده است. معصوم علیشاه تبریزی صاحب طرائق الحقایق گوید خواف بزرگ به دو قسمت بالاخواف و توابع آن و به پایین خواف تا نزدیکی هرات تقسیم شده است. ابن رسته قرن 3 هجری در اعلاق النفیسه گوید نیشابور شهرهای مهمی داشته مثل باخرز- جوین بیهق زوزن خواف. ابن حوقل قرن 4 هجری نوشته نیشابور بسیار بزرگ دارای مناطق مشهور چون سلومک سنگان زوزن سبزوار اسفراین بوده است حمدلله مستوفی اصطخری مقدسی، خرگرد سلامه، سنگان را از شهرهای آباد دانسته اند قدمت آنرا به قبل از اسلام دوره پارتیان سلوکیان ساسانیان رسانده اند.

حدود العالم زوزن خرگرد خواف را جزو نیشابور دانسته گوید محصولات کشاورزی و دامداری زیاد بوده است.

یاقوت حموی هم خواف را از توابع هرات ذکرنموده است. (623 هجری)

مولف آثار البلاد اخبار العباد وصفی الدین بغدادی (مراصد الاطلاع)خواف را جزو نیشابور دانسته که دارای شهرهای مثل خرگرد زوزن سلومه سیراوند بوده تا جائیکه ملوک زوزن در طول قرنهای 7-5 هجری آوازه ای ممتاز داشته اند مولف نزهت القلوب (740) هجری خواف را تابع هرات دانسته شهرهای آن مثل سلومه خرگرد زوزن - سنجان محل سکونت رکن الدین محمود سنجانی عارف مشهور و محصولات آن انگور خربزه انجیر انار مردمش حنفی مذهب خیّر تولید کننده کرباس ابریشم روناس و قالی می باشند.لستربخ متشرق انگلیسی گوید خواف دارای شهرهای سلومک- زوزن- سنگان - بوده محصولات آن را انگور و انار ذکر می کند. حافظ ابرو مورخ قرن هشتم خواف را جز هرات دانسته گوید خواف به داشتن علماء ملوک وزراء مشهور است دارای قراء و مزارع آباد زیاد کان آهن- مردمی سنی مذهب و قراء مشهور آن براکوه کاریز کبودان بهدادین سیرواند می باشد.اسفزاری صاحب روضات الجنات فی اوصاف مدینه الهرات در قرن نهم هجری در مورد خواف می گوید، مردم خواف بدعت پذیر نبوده به خبث عقیده و پیروی از مذاهب ناپسند و غیر اسلام متهم نبوده اند. مردم این سرزمین در علو همت و نفاذ امر ارتقاء قدر ممتاز بوده اند.چنانکه حسن صباح در زوزن از کنیزکی پرسید کو درختان شما-کنیزک گفت مردان ما درختان ما هستند یا وقتی به کودکی میرسد می گوید چهار آقچه دارم چی بخرم که هم چاشت من شود وبقیه بفروشم طوری که چهار آقچه من باقی باشد کودک جواب داد شکنبه بخر بار آن را بخور بقیه را به چهار آقچه بفروش  .

امین احمد رازی صاحب هفت اقلیم در 1010 هجری گوید خواف دارای مناطق روستایی و شهری آباد و عرفا و شعرایی مثل شاه سنجان می باشد.

زین العابدین شروانی مولف حدائق السیاحه گوید خواف ولایتی است آباد باغات میوه آسبادهای زیاد داشته  ارباب  کمال آن دیار زین العابدین ابوبکر خوافی و امیر قوام الدین سنجانی است.

لسار جهانگرد روسی در 1299 گوید خواف دارای برج بارو وقلعه بوده مزارع گندم جو کشت خشخاش و درختان میوه توت ابریشم رواج داشته است.

خواف و زوزن ضمن اینکه قبل از اسلام از شهرهای بزرگ بوده بعد از اسلام از نظر سیاسی مورد توجه حکومت قرار گرفته تا جایی که برخی از دوره ها حاکمان آن بوسیله شاه تعیین می شد و به آنها کنارنگ و بعد از اسلام به آنها ملوک می گفتند.یا اینکه مردان قدرتمند و شخصیت های تاریخی حاکم خواف می شدند مثل احمد خجستانی از امرای طاهری صفاری که به حکومت خواف رسید با مرشد قلی خان  حاکم خواف که بعد ها نایب السلطنه در زمان شاه عباس اول شد.

بر اساس اسناد تاریخی و آثار باستانی قبل از اسلام در زوزن مثل تپه سیاه وجود آتشکده استنباط می شود که احتمالا زوزن مرکز حکومت بوده تا جائیکه بعد از اسلام زوزن را بخاطر تجارت وعلماء به بصره کوچک لقب داده اند.

وجود ملوک زوزن بقایای کاخ زوزن مثل قلعه قاهره یا ارگ زوزن مسجد ملک زوزن معلوم می شود تا زلزله 737 ه ق زوزن مرکز ولایت خواف بوده.

با تنزل زوزن و ظهور تیموریان مرکز حکومت شهر خرگرد و با غروب تیموریان و ظهور صفویه شهر خرگرد از رونق افتاد و مرکز حکومت خواف بزرگ به سلامه منتقل که با ظهور افشاریه  و زندیه بخصوص دوران قاجاریه مرکز حکومت روی گردید که علاوه بر اسناد تاریخی باقیمانده ارگ دولتی قلیچ خانی موید این امر است.

وضعیت فرهنگی خواف قبل از اسلام

 

وجود آتشکده ها و مراکز زردشتی خرگرد زوزن سنگان سیجاوند عبور شاخه ای از جاده ابریشم از خواف وصل راه زوزن به گرگان- و اینکه خواف در مسیر جاده آذربایجان به سیستان برای حمل آتش مقدس زردشتیان بوده است- تپه سیاه زوزن تپه بیاس آباد همه نشانه عظمت فرهنگی خواف قبل از اسلام در عصر اشکانیان و ساسانیان می باشد.

 

مشاهیر و فرهنگ خواف بعد از اسلام

 

اسقراری صاحب روضات الجنات فی اوصاف مدینه الهرات گویدخاک پاک خواف منشاء سلاطین عالیقدر محل رشد علماء وزراء اکابر امرا مشایخ بوده است.

گوئی آئین فصاحت و بلاغت از آن سرزمین انتشار یافته است.

سرزمین خواف در دامن خود رجال سیاسی- علمی مذهبی نظامی، خدمت گذاری برای ایران و اسلام پرورش داده است.

 باخرزی  گوید زوزن به آسیائی می ماند که بر مدار دانش می چرخد. حتی در دوران طلایی فرهنگ خواف مناطق دیگر جهان از وجود دانشمندان  آن بهره برده اند علما این منطقه در بغداد شامات بخارا سمرقند نظامیه نیشابور هرات تدریس میکردند و در ماوراء النهر طوس کرمان قاضی القضات و در دربار غزنویان سلاجقه خوارزمشاهیان تیموریان امارت و وزارت داشتند . برخی مثل عبدالرزاق خوافی صاحب بهارستان سخن و مآثر الامراء در هندوستان خدمات فرهنگی نموده اند.

اهمیت علمی سیاسی- فرهنگی خواف- در ردیف هرات بغداد-نیشابور بوده تا جائیکه که خواجه نظام الملک توسی وزیر ملکشاه در خرگرد نظامیه ای ساخت و بعداً غیاث الدین پیر احمد خوافی وزیر شاهرخ مدرسه غیاثیه را بنا کرد.

اگر چه با سقوط تیموریان و ظهور صفویه بعلت بی توجهی سلاطین بتدریج از موقعیت علمی سیاسی- فرهنگی خواف کاسته شد.

اگر می بینیم در برخی از دوره ها فرهنگ منطقه رشد نکرده بخاطر دور بودن کویر بودن و سیاست غلط حکومت های وقت و تفاوت مذهبی بوده که حکام مستبد سعی نمودند برای بقاء و اهداف خود مردم را در جهل نگه داشته دچار اختلاف نمایند.

خواف در گذشته در علوم مختلف دانشمندان و عالمان زیادی را داشته است.

فقیهانی چون خواجه وقوف سیجاوندی ملقب به امام کبیر فصیح خوافی مجد الدین خوافی زین الدین خوافی مظفر خوافی علی بن قاسم سنجانی در علوم ادبی قاضی حسین احمد زوزنی صاحب کتاب المصادر، فصیح خوافی فصیح الدین محمد خوافی، شیخ زین الدین خوافی مولانا فصیح خوافی مولانا مظفر خوافی در علوم ریاضی محمد سیجاوندی صاحب کتاب رساله جبر زنگنه خوافی حکیم ناصر بیژن آبادی محمد بن علی خوافی- عبدالدین سعید خوافی صاحب کتاب رحمه العفریت.

سلاطینی چون شاه شجاع شاه منصور جد آل مظفر از نشتیفان و ملوک زوزن که سالها بر کرمان و بندر عباس حاکم بودند (عصر خوارزمشاهیان) عارفانی چون رکن الدین محمود سلطان سنجانی معروف به شاه سنجان امیر قوام الدین نصراله سنجانی، مولانا مجد خوافی صاحب روضه خلد شیخ  زین الدین ابوبکر خوافی ملقب به صفوه العلماء صاحب آثار الوصایه القدسیه مورخانی چون حافظ ابرو فصیح خوافی صاحب مجمل فصیحی، سیاستمدارانی چون ابونصر مشکان دبیر رسایل محمود مسعود غزنوی بوسهل زوزنی وزیر سلطان مسعود غزنوی کمال الدوله عبدالرضا وزیر عصر سلجوقی ملک شمس الدین محمد انار فرمانده ارتش-مولانا صدر الدین خوافی حاکم کرمان در عصر خوارزمشاهیان خواجه غیاث الدین پیراحمد خوافی- نظام الملک خوافی- خواجه مجد الدین محمد وزرای، دوره تیموریان بودند.

پزشکانی چون نجم الدین محمود بن طبیب خوافی (قرن7) جلال طبیب پزشک دربار شاه شجاع مظفری منصور بن احمد بن یوسف صاحب کتاب تشریح منصوری یوسف طبیب خوافی که پزشک دربار بابر و همایون شاه هندی صاحب دلایل البول و دلایل النبض، دانشمندان خوافی بعلت درایت و سیاست در خارج ایران منشاء خدمات بوده اند در قرون 12 -11-10 در دربار هند نقش فعال داشته مثل خواجه ابوالحسن تربتی خوافی که وزیر بوده ابوالمعالی خوافی سرادر نظامی دربار هند و عده ای از سادات حسینی خواف مثل شاه نواز خان مظفر خان حشمت اله خان خوافی که مسایل سیاسی نظامی هند را حل و فصل میکردند.

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢٤ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ حمید یاررودی ]
حمید یاررودی
حمید یاررودی کارشناسی آموزش ابتدایی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی آموزگار مقطع ابتدایی استان خراسان رضوی شهرستان خواف Email: hamid_yar@ymail.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :