خواف

 

حفاظت حمایت تقویت دستاوردهای مادی و معنوی گذشته آشنایی نسل امروز با فرهنگ و هنر کشور یکی از اهداف این همایش ها باید باشد تا ملتها بجای خود باختگی به خود باوری و بجای وابستگی به استقلال و بجای اسارت به آزادی برسند با این همایش هاست که ارتباط مردم با یکدیگر بیشتر- قلبها نزدیکتر معرفت واقعی حاصل می شود آنهم در زمانی که دشمن اختلاف و نفاق را برنامه ریزی کرده است .

خواف از بسیاری جهات بنا بدلایل طبیعی اقتصادی سیاستهای سوء حکومتهای وقت نا شناخته و محروم مانده که این همایش ها می تواند ضمن رفع این نقیصه استعدادها، امکانات منطقه را مشخص کرده مبنایی شود برای برنامه ریزیهای دقیق- رفع مشکلات و مشخص کردن مسیر توسعه و خدمت گذاری به مردم و کشور. امید است این سفرهای علمی با همکاری اساتید گره گشای مشکلات منطقه و روشن کننده سیمای حقیقی و واقعی مردم خواف باشد.

جهان یادگار است و ما رفتنی            نماند ز انسان ، بجز گفتنی

چو خواهی که نامت بود جاودان          مکن  نام نیک بزرگان نهان

26

1

خواف شهری است بردستان باد خفته در رود سیکای خواجه یار در 120 کیلومتری تربت حیدریه 260 کیلومتری مشهد مقدس وسعت آن 9127 کیلومتر        خراسان قبلی، دارای 120 هزار نفر جمعیت که 65 درصد کل منطقه حنفی مذهب 35 در صد اهل تشیع، دارای صفات خوب و خصایل برجسته و ممتاز از شرق به افغانستان مغرب گناباد و شمال شرق تایباد  - شمال و شمال غرب رشتخوار و تربت حیدریه جنوب به قائنات محدود است.

در خواف عشق با محبت علم با عمل تجارت با عبادت سیاست با دیانت توام بوده است. مردمی قانع صبور ادیب و سمبل انسانهای مهمان نواز- و مقاوم در مقابل ناملایمات طبیعت .مجد خوافی در روضه خلد خواف را چنین معرفی می کند.

یارب به دور دار بلا و نیاز و قحط          زیرا که جمله مومنند و پاکند و معتقد

از خطه خراسان خاصّه ز خاک خواف       با دین نیک و مذهب خوب و ضمیر صاف

 

سابقه تاریخی

 

خواف بزرگ که سابقه تارخی زیادی دارد. از ولایات مهم خراسان  بوده است. تا قرن هشتم هجری بر اساس اسناد تاریخی برخی از سالها شامل شهرستانهای کنونی تربت حیدریه خواف رشتخوار و قسمتی از نقاط مرزی که فعلا جزو افغانستان هست بوده حدود آن از شرق به بادغیسات هرات جنوب به بیابان متّصل به فراه وشمال به نیشابور وغرب به گناباد وقهستان بوده است. معصوم علیشاه تبریزی صاحب طرائق الحقایق گوید خواف بزرگ به دو قسمت بالاخواف و توابع آن و به پایین خواف تا نزدیکی هرات تقسیم شده است. ابن رسته قرن 3 هجری در اعلاق النفیسه گوید نیشابور شهرهای مهمی داشته مثل باخرز- جوین بیهق زوزن خواف. ابن حوقل قرن 4 هجری نوشته نیشابور بسیار بزرگ دارای مناطق مشهور چون سلومک سنگان زوزن سبزوار اسفراین بوده است حمدلله مستوفی اصطخری مقدسی، خرگرد سلامه، سنگان را از شهرهای آباد دانسته اند قدمت آنرا به قبل از اسلام دوره پارتیان سلوکیان ساسانیان رسانده اند.

حدود العالم زوزن خرگرد خواف را جزو نیشابور دانسته گوید محصولات کشاورزی و دامداری زیاد بوده است.

یاقوت حموی هم خواف را از توابع هرات ذکرنموده است. (623 هجری)

مولف آثار البلاد اخبار العباد وصفی الدین بغدادی (مراصد الاطلاع)خواف را جزو نیشابور دانسته که دارای شهرهای مثل خرگرد زوزن سلومه سیراوند بوده تا جائیکه ملوک زوزن در طول قرنهای 7-5 هجری آوازه ای ممتاز داشته اند مولف نزهت القلوب (740) هجری خواف را تابع هرات دانسته شهرهای آن مثل سلومه خرگرد زوزن - سنجان محل سکونت رکن الدین محمود سنجانی عارف مشهور و محصولات آن انگور خربزه انجیر انار مردمش حنفی مذهب خیّر تولید کننده کرباس ابریشم روناس و قالی می باشند.لستربخ متشرق انگلیسی گوید خواف دارای شهرهای سلومک- زوزن- سنگان - بوده محصولات آن را انگور و انار ذکر می کند. حافظ ابرو مورخ قرن هشتم خواف را جز هرات دانسته گوید خواف به داشتن علماء ملوک وزراء مشهور است دارای قراء و مزارع آباد زیاد کان آهن- مردمی سنی مذهب و قراء مشهور آن براکوه کاریز کبودان بهدادین سیرواند می باشد.اسفزاری صاحب روضات الجنات فی اوصاف مدینه الهرات در قرن نهم هجری در مورد خواف می گوید، مردم خواف بدعت پذیر نبوده به خبث عقیده و پیروی از مذاهب ناپسند و غیر اسلام متهم نبوده اند. مردم این سرزمین در علو همت و نفاذ امر ارتقاء قدر ممتاز بوده اند.چنانکه حسن صباح در زوزن از کنیزکی پرسید کو درختان شما-کنیزک گفت مردان ما درختان ما هستند یا وقتی به کودکی میرسد می گوید چهار آقچه دارم چی بخرم که هم چاشت من شود وبقیه بفروشم طوری که چهار آقچه من باقی باشد کودک جواب داد شکنبه بخر بار آن را بخور بقیه را به چهار آقچه بفروش  .

امین احمد رازی صاحب هفت اقلیم در 1010 هجری گوید خواف دارای مناطق روستایی و شهری آباد و عرفا و شعرایی مثل شاه سنجان می باشد.

زین العابدین شروانی مولف حدائق السیاحه گوید خواف ولایتی است آباد باغات میوه آسبادهای زیاد داشته  ارباب  کمال آن دیار زین العابدین ابوبکر خوافی و امیر قوام الدین سنجانی است.

لسار جهانگرد روسی در 1299 گوید خواف دارای برج بارو وقلعه بوده مزارع گندم جو کشت خشخاش و درختان میوه توت ابریشم رواج داشته است.

خواف و زوزن ضمن اینکه قبل از اسلام از شهرهای بزرگ بوده بعد از اسلام از نظر سیاسی مورد توجه حکومت قرار گرفته تا جایی که برخی از دوره ها حاکمان آن بوسیله شاه تعیین می شد و به آنها کنارنگ و بعد از اسلام به آنها ملوک می گفتند.یا اینکه مردان قدرتمند و شخصیت های تاریخی حاکم خواف می شدند مثل احمد خجستانی از امرای طاهری صفاری که به حکومت خواف رسید با مرشد قلی خان  حاکم خواف که بعد ها نایب السلطنه در زمان شاه عباس اول شد.

بر اساس اسناد تاریخی و آثار باستانی قبل از اسلام در زوزن مثل تپه سیاه وجود آتشکده استنباط می شود که احتمالا زوزن مرکز حکومت بوده تا جائیکه بعد از اسلام زوزن را بخاطر تجارت وعلماء به بصره کوچک لقب داده اند.

وجود ملوک زوزن بقایای کاخ زوزن مثل قلعه قاهره یا ارگ زوزن مسجد ملک زوزن معلوم می شود تا زلزله 737 ه ق زوزن مرکز ولایت خواف بوده.

با تنزل زوزن و ظهور تیموریان مرکز حکومت شهر خرگرد و با غروب تیموریان و ظهور صفویه شهر خرگرد از رونق افتاد و مرکز حکومت خواف بزرگ به سلامه منتقل که با ظهور افشاریه  و زندیه بخصوص دوران قاجاریه مرکز حکومت روی گردید که علاوه بر اسناد تاریخی باقیمانده ارگ دولتی قلیچ خانی موید این امر است.

وضعیت فرهنگی خواف قبل از اسلام

 

وجود آتشکده ها و مراکز زردشتی خرگرد زوزن سنگان سیجاوند عبور شاخه ای از جاده ابریشم از خواف وصل راه زوزن به گرگان- و اینکه خواف در مسیر جاده آذربایجان به سیستان برای حمل آتش مقدس زردشتیان بوده است- تپه سیاه زوزن تپه بیاس آباد همه نشانه عظمت فرهنگی خواف قبل از اسلام در عصر اشکانیان و ساسانیان می باشد.

 

/ 0 نظر / 14 بازدید