تاریخچه موسیقی مقامی

 

زمان شروع موسیقی در تاریخ تاریک است . اما برخی صاحب نظران بر این عقیده اند که موسیقی با پیدایش انسان آغاز شده و همواره در ادوار مختلف با وی بوده است. دلیل عمده ای که بر این عقیده بدان تکیه می کنند  واکنش هایی است که کودک در بدو تولد نسبت به موسیقی دارد. شاید این که روایت است مادر به هنگام خوابانیدن کودک، او را زیر پستان چپ قرار دهد شاهدی بر این نظریه باشد، چون کودک از شنیدن صدای ریتم قلب مادر ، احساس آرامش کرده و به آسودگی به خواب می رود.

      انسان اولیه از عوامل طبیعی مانند صدای پرندگان ،زوزه ی بادو...... ، به طور عینی موسیقی را شناخت. به عنوان مثال هنگامی که در حین شکار، زه کمان خود را برا ی انداختن تیر رها می کرد، متوجه صدای خوشایند زه شده و به تدریج چند زه دیگر به کمان افزودو پایه های ساز های زهی که امروزه بخش اعظم همه ارکسترهای جهان را تشکیل می دهد، گذارده شد. پیچش صدای باد در نیزار  آوای خوشی به گوش انسان رسانیده و این خود عاملی برای به وجود آمدن سازهای بادی شد. که در ابتدا تنها ازنی تو خالی و شاخ حیوانات ساخته شد.[1]

     تاثیر موسیقی درحین کار نیز ادامه یافته ، آنجا که نمد مالان در هنگام نمد مالیدن آهنگ         می خوانند، قالی بافان به هنگام قالی بافتن آواز می خوانندتا همه نقش را به یک گونه ببافند و دروگرها در زمان برداشت گندم، با صدای سازهایی همچون سرنا و دهل، انرژی مضاعف گرفته و کار جمع آوری خرمن را با شادی و جشن به پایان می رسانند.1

بنابراین ، بدون شک موسیقی ، جزء لاینفک زندگی انسان بوده و هست و این امری است غیر قابل انکار. هر ملتی در زمینه های مختلف زندگی، آداب و رسومی مخصوص به خود دارد. چنان که آداب ورسوم ازدواج، دید و بازدید، تولد و مرگ، کار و پیشه و.... ، در فرهنگ ایران برای خود سنن و رسوم جا افتاده ای دارد و از این لحاظ به عنوان الگوهای رفتاری ، در هر یک از مراسم فوق، برای هیچ کس جای تردید باقی نمی گذارد. ترانه ها و آهنگ های محلی از صحنه های کار و تلاش در راه جلب رضایت پروردگار توانا و رفع نیازهای مردم، مایه گرفته اند و به همین دلیل در جان ما ریشه دارند .موسیقی خوب، تلطیف کننده ی روح و هدایت کننده ی انسان به تفکر و اندیشه است و کلام آخر اینکه قرآن به عنوان بزرگترین کتاب آسمانی با لحن زیبا، بسیار دلنشین تر است و قاریان بزرگ دنیا با قرائت آیات کلام الهی به شکلی زیبا و موثر لرزه بر اندام مستمعان می اندازند.

      قدر مسلم ، وظیفه ی همه ی ما درقبال حفظ میراث های ماندگار سرزمین مان ایران، انتقال آنها به نسل های آینده است.باشد که آیندگان، پیشینه ی پر افتخار خود را فراموش نکنند و در حفظ و گسترش آداب و رسوم پسندیده ی نیاکان خویش ، تلاشی مضاعفی نمایند.

      از همین رو بر آن شدم تا به بهانه ی شرکت در« همایش خواف دیار میراث های ماندگار ، تجلی گاه وحدت » شرح مختصری از تاریخچه ی موسیقی مقامی خواف را به علاقه مندان و دل سوختگان عرصه ی فرهنگ و هنر و ادب ارائه دهم.

«برگ سبزی است تحفه ی درویش»

 

تاریخچه موسیقی مقامی خراسان:

  

       موسیقی مقامی ( موغامی) ، یادگار جلوه های زیبایی از فرهنگ دیرینه ی مشرق زمین است که از تحریف و دگرگونی اعصار مصون مانده است. این هنر، یکی از هنرهای اصیل و به جا مانده از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم است که تاریخ آن به زمان کوچ آریایی ها به ایران برمی گردد .

      در بعضی از نقاط وجود برخی از نغمه ها به صورت بکر و دست نخورده ، حکایت از یک اصالت باستانی دارد و اگر برای بررسی موسیقی ، خراسان بزرگ را مد نظر قرار دهیم، باید پهنه ی این دیاررا از کرانه های غربی خزر تا پهنه های ابیورد و نسا، مرو تا کویرهای خراسان و هرات و مرز هندوچین، مورد کاوش قرار دهیم. از آثار کهن و متون مربوط به دانش موسیقی ایران باستان ، اطلاعات محدودی در اختیار است، ولی می توان برای جست و جوی پیشینه ی موسیقی خود، به آاثار دانشمندانی همچون فارابی، امام محمد غزالی، ابن سینا و..... و اسناد تاریخی پس از ظهور اسلام مراجعه کرد.

       فارابی در کتاب « موسیقی الکبیر »از سازی به مشخصات دو تار - بدون کم و کاست به نام تنبور خراسان نام می برد. در لغت نامه ی دهخدا در باره ی تنبور خراسان شرح مفصلی نگاشته شده و به نقل از « منتهی الاَ رَب» می نویسد: « دُمبَره یعنی دُمِ بره و به علت شباهتی که به دم بره دارد و سپس از دوتای و دو تار » نام می برد. در «فرهنگ معین» نیز از دوتار به عنوان سازی که اهالی خراسان به کارمی برند ، اشاره شده است. دیگر این که در حجاری های دوره ی اشکانیان ، نقش تنبور دیده می شود و به اعتبار این که اشکانیان خراسانی بوده و این ساز را دوست می داشتند ، مدرکی است به وجود دو تار یا تنبور خراسان ، زیرا زادگاه اصلی پارتیان شمال شرق و باختر ایران بوده است1.

     خراسان فعلی نیز به علت وسعت جغرافیایی و تنوع پراکندگی اقوام و فرهنگ های مختلف، دارای موسیقی مقامی متنوع و مختلفی است. تنوع نژادی از عرب های سامی تا هزاره، بلوچ و نژادهای کرد و کرمانج و ترک و ترکمن و مغول در این استان باعث شده است تا یکی از غنی ترین گنجینه های فرهنگی موسیقی به وجود بیاید که بر خلاف بیشتر مناطق ایران از سبک خاصی برخوردار نیست. ترانه های عامیانه در خراسان ، ترانه ها و آوازهایی هستند که بین مردم رواج داشته و از به کارگیری عناصر طبیعی در ضمیر ناخود آگاه و توانایی های ذاتی و شهودی آنها ، پدید آمده است.[2]

     موسیقی فولکلور( عامیانه) اساس و پایه ی موسیقی های مدرن و کلاسیک است و در آثار هنرمندان بزرگ کشورمان ، استفاده از ملودی عامیانه به خوبی به چشم می خورد، موسیقی محلی در نتیجه ی تغییرات کمّی و کیفی تا حدودی دچار دگرگونی هایی شده است تا جایی که بخش هایی از آن به کلی محو شده است. لالایی ها ، آهنگ های کار( جمع آوری خرمن، نمد مالی و...) ، برخی نیایش های آئین ( آهنگ های تمنای باران، نوروز خوانی و..) پاره ای از آهنگ های مراسم شادی و عزاو... ، نخستین سنگرهایی بودند که مظاهر تمدن جدید آن ها را فتح کرد و از بین برد.

      خراسان بزرگ را باید بی هیچ تردیدی به مثابه ی شورانگیز ترین اتفاق فرهنگی ایران زمین دانست، زیرا کمتر اقلیمی را می توان یافت، که در هر یک از عرصه های اجتماعی از رزم گرفته تا بزم، به پای شوریدگی و دلدادگی مردم این سامان برسد. موسیقی شرق خراسان، خصوصاً جذب خراسان از نظر لایه های درونی و معرفتی بی همتاست و حدیث پر سوز و گداز مردمی است که زنگار تاریخ در پس پرده های فراموشی و نسیان قرارشان داده است و گاهی موسیقی خراسان حدیث پر رمز و راز سلوک و عروج راد مردان عرصه ی معرفت است. آنجاکه مغنّی صاحب دل خراسانی می خواند:

          الله مدد، الله مدد ، یا احمد جامی مدد       یا شاه جیلانی مدد، یا غوث ربانی مدد

      در لرزشهای صدای خوانندگان محلی جنوب خراسان ، از جمله شهرستان خواف، که « الله» را با آن یاد می کنند ، استغاثه ای است که روح نیاز را نشان می دهد. نوای محزون « نوایی» و نواهایی که در پس شور آفرینی، توامان با دردهای کهنه و سرباز نکرده ی کویر است، حاصل زمزمه هایی است  که در خلوت بیابان های بدون سبزه و درخت، فقط به خاطر خود و فقط با خدا نجوا شده است. کویر ماوایی برای سرگرمی و گذران لذت بخش زندگی نیست، اینجا ترکیب« باد و خاک و خار» است که زندگی را می سازد. نابغه های هنر موسیقی این سامان، با چنین عناصری مرثیه می خوانند و از این روست که نوای دو تار ، سرنا و دهل، طنین دایره و آوای نی چوپان، به همراه آواز هنرمندان، همچون « باد بر جاده ها سفر می کند» و همچون « خاک ، طعم و بوی بومی دارد» و همچون « خار ، آن ها را به انزوای تنهایی کشانده است».

بـزن نـی را که غـم داره دل مـو                بـزن نـی را که دوره منـزل مـو

             بـزن نـی را مـقــام نـی مگـردان                مـقــام نی تســـلای دل مــو

 

موسیقی مقامی خواف :

 

       خواف بزرگ، از ولایات وسیع خراسان بوده ، که مساحت فعلی آن یک دهم گذشته می باشد1[3] و به همان وسعت، دارای پیشینه ی فرهنگی و هنری بزرگی است که با توجه به متون به دست آمده و کتابهای مختلف مربوط به تاریخچه ی این دیار، دانشمندان و فضلای بزرگی از آن بر خاسته اند . آداب و رسوم منطقه ی ما ، همانند سایر نقاط کشور، از زیبایی خاصّی بر خوردار بوده و در نوع خود بی نظیر است.

       از مهم ترین این آداب و رسوم می توان به مراسم عروسی ، عزاداری، رقص های محلّی، بازی های محلّی ، تمنّای باران، مراسم جشن برداشت گندم ، کشتی پهلوانی ، ختنه سوری، رمضان خوانی، مراسم عید قربان و عید فطر را نام برد. در اکثرآداب و رسوم ذکر شده  ، توجه به موسیقی محلّی جایگاه خاصی داشته است که توسط اساتید بزرگی به اجرا در می آمده است. آن گاه که با دقت به رقص های محلی توجه می کنیم ، حرکات موزون و متنوع آن ، حکایت از صحنه های کار و جنگ و سلحشوری دارد. به عنوان مثال ، روش های کاشت ، داشت ، برداشت را در این حرکات می بینیم و یا چوب هایی که در دست این افراد است و در حالت هایی خاص به هم بر خورد می کند، نشانگر صحنه هایی از جنگ است زیرا اکثر طوایف قدیمی، مردمانی جنگجو و سلحشور بوده اند که در مواقع بروز حوادث ، کمکهای قابل توجهی درحفظ حدود و ثغور این منطقه ، به مردم نموده و مرز ایران را از تخطی بیگانگان نگهداری ومال و جان و ناموس اهالی را از دستبرد اجانب مصون و محفوظ نگه داشته اند.2

        موسیقی مقامی همانطور که از اسمش پیداست بر پایه ی ساخت مقام ها ( موغام ها) می باشد،  « مقام » در موسیقی محلی به هر یک از آهنگ های ساخته شده در یک منطقه می گویند که بر اساس حادثه های تلخ و شیرین ، مراسم جشن و سرور، غم و سوگواری، کار و فعالیت، جنگ و دلاوری ، عشق و معرفت و... به وجود آمده است.

      تعدادی از مقام های موسیقی شهرستان خواف عبارتند از:

نوایی، سرحدّی، چهار بیتی ساده ، کوچه باغی ، حسینا ، میر یحیی ، قصه ی میر یوسف ، کلانتر ، هزاره ، محبوب جان ، دختر هندو ، زیره زیره ، علی خان ، غریبی ، مبارک های مبارک ، مقام الله ، معصومه ، لیلی ها ، مغول دختر ،  حتن(حتم) ، زهرا زهرا ، الله مدد ، ناز بوی گل ، مناجات نامه ، پتو پتو ، عاشق بیچاره ام ، چهار بیتی راسته ، زبیده .

 

شرحی به نحوه ی پیدایش برخی از مقام های موسیقی محلی

منطقه خواف

 

نوایی :

        نوایی نه تنها نشان موسیقی محلی خواف ، بلکه موسیقی کل خراسان به شمار می رود که از آن به عنوان یک مقام زیبا و اصیل نام برده می شود و نوعی چاووش خوانی در هنگام عزیمت حجّاج به بیت الله الحرام بوده است . مردم در هنگام بدرقه ی زایران خانه ی کعبه، اشعاری را      می خواندند که رنگ و بویی سفر به آن دیار آرزومندان را داشت . در این میان شعر طبیب اصفهانی که معنا و مفهوم آن مربوط بیت الحرام است نیز خوانده می شد:

          غمش در نهان خانه ی دل نشیند                     به نازی که لیلی به محمل نشیند

چون خراسان بزرگ تا هرات افغانستان را شامل می شد ، گویند : خود آهنگ نوایی را هنرمندی از آن دیار ساخته است که بعدها استاد حاج عثمان محمد پرست ، بر آن پیش در آمدی ساخت و آن را زیبا و دلنشین تر نمود. چنانچه امروزه کمتر کسی را می توان یافت که با زیر و بم این آهنگ دلنشین آشنا نباشد:

        غمش در نهـــان خـــانه ی دل نشیند                به نازی که لیلی به محمل نشیند

        به دنبـال محمـــل چـنــان زار گـریم                 کـه از گریه ام ناقه در دل نشیند

       نــوایی ، نـوایی ، نـــوایـی ، نــوایـی                 الــهی ور افتـه نشـان جدایــی

       به دنبــال محمل سبک تــر قـــدم زن                 مبــادا غبـاری به محـمل نشیند

       خوش آن کاروانی که شب راه طی کرد                 دم صبـح اول به منـــزل نشـیند

       نــوایی ، نـوایی ، نـــوایـی ، نــوایـی                  هـمه با وفایند تو گـل بی وفایی

هنرمندانی از تربت جام و تایباد هم با ساختن پیش در آمد های دیگری به زیبایی آن افزودند. امروزه بنا بر گفته ی هنرمندان بزرگ جنوب خراسان ، آهنگ نوایی دارای 12 پیش در آمد است.

غریبی :

       شکلی از اجرای موسیقی است که همواره زخم محرومیت و کاستی ها ی کویر را در بطن خود جای داده است ولی حزن درونی آن در هنگام اجرا ، مویّد سخت گیری و خشونت طبیعت در این منطقه است . این مقام بر روی دسته ی دو تار در پایین اجرا می شود. این مقام در همه شهرهای جنوب خراسان با عنایت به یکنواختی اقلیم به اجرا در می آید.

کلانتر:

        داستانی حماسی است که حکایت از رو به رو شدن دو جریان حق و باطل است. که عده ای پس از مدت ها جنگ سرد و هیاهو با تبلیغات سرد و نا صواب ، کلانتر را به قتل می رسانند که در این میان مردم از کلانتر به عنوان فردی خوب و مورد قبول یاد می کنند که با تو طئه ی برادرش به قتل می رسد.

از اول کائنات چند سخن کنم بنیاد                 عمر ساقی رفت بر باد حیف از خانِ کلانتر

 

مبارک های مبارک:

       این آهنگ در هنگام مراسم عروسی در خواف از دیر باز اجرا می شود. عروس و داماد همراه جمعیت پیاده مسیر منزل عروس تا داماد را با موسیقی و رقص های محلی و خواندن اشعار مربوط به جشن عروسی طی می کنند و وارد منزل داماد می شوند. «مبارک های مبارک» ، همراه با دایره زدن هم انجام می شده است که هم اکنون نیز در بعضی از عروسی ها و ختنه سوری ها و... اجرا        می شود.

          پری از قصر خود پایین نگاه کن                    گرفتـــار تـوام دردم دوا کن

          گرفتــــار تـوام ، رنجیده ی دل                    دل رنجیده را از خود رها کن

          مبــارک های مبارک های مبارک                    سر دامـــاد مـا باشد سلامت

                                سلامت های سلامت های سلامت

میر یحیی:

         در این آهنگ از مقام و منزلت بزرگ مرد و سیدی والا مقام سخن می رود که مردم خواف به واسطه ی ارادت خاص به اهل سلوک وخصوصاً اهل بیت ، در مقام ایشان اشعاری را ساخته اند که البته اهل موسیقی آن زمان بر اشعار ، آهنگ گذاشته اند که ترکیب و وزن خاصی دارد :

باز بر دلم ای دوست نکته ی دگر سر زد           بلبل قفس هر دم سوی آشیان پر زد

           تازه شد مشــام من بوی عطر و عنبر زد            بر دل سیاه من آب حوض کوثر زد

من غلام میر یحیی ، زینتم به دفتر زد

از هرات تا در خواف جملگی مریدانند         ترک و تاجیک و ایماق سر نهفته در پایند

        در بی بهاری زد از لب شکر خواهش           ماه را خجـــل سازد عــارض دل آرایش

باز بین جمال او ، طعنه بر صنوبر زد

گر به خشم، سید یحیی با کسی برابر شد          چوب خشک در دستش اژدهای دو سر شد

/ 1 نظر / 44 بازدید
غفور

حاجی علی جان خدابیامرز که عمر خور داد به شما