وضعیت فرهنگی قبل از اسلام


 

مشاهیر بعد از اسلام

 

  اسفزاری ، صاحب روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات ، در قرن نهم (هـ-ق) خواف را چنین توصیف کرده است : « خاک پاک آن همیشه منشأ سلاطین عالیقدر ، محل علما ، مشایخ ، اعاظم وزرا ، اکابر ملوک و امرا بوده است گویی آئین فصاحت و بلاغت از آن موضع شریف انتشار یافته است » این که منابع معتبر تاریخی حکایت می کنند که سرزمین رجال خیز و ادب پرور خواف با اینکه اوضاع جغرافیایی و سیاسی آن در پیشرفت فرهنگی اش نقش مؤثری داشته ، باز هم در دامن خود رجال علمی ، سیاسی ، مذهبی و نظامی خدمت گزاری برای اسلام و ایران پرورش داده است . واضح است که رشد شخصیت‏ها و رجال بستگی مستقیم به پیشرفت آموزش و پرورش هر منطقه دارد . زیرا در این بعد زمانی اگر فقط به افراد نامدار خواف توجه شود در می یابیم که از فرهنگ بسیار غنی برخوردار بوده ، طوری که اغلب مورخین در قدیم زوزن را بواسطه علما بصره کوچک نامیده اند و علی بن حسن باخرزی در قرن پنجم گوید که : « زوزن به آسیایی می‏ماند که بر مدار دانش می چرخد ».  جای تردید باقی نمی ماند که زمانی خواف در دوران طلایی فرهنگ به سر میبرده که حتی کشورهای دیگر جهان از وجود دانشمندان آن بهره می‏برده اند علمای این منطقه در بغداد ، شامات ، بخارا ، سمرقند و سایر ولایات مثل نظامیه نیشابور و هرات به تدریس مشغول بوده اند و یا در ولایات ماوراء النهر ، طوس ، کرمان و بلاد دیگر قاضی القضات و در دربار غزنویان ، سلاجقه ، خوارزمشاهیان و تیموریان به امارت و وزارت مشغول بوده اند و در قرون دهم و یازدهم ( هـ ق ) برخی از دانشمندان مثل عبدالرزاق خوافی صاحب بهارستان سخن و مآثر الامرا در کشور هندوستان و دربار هند خدمات فرهنگی نموده ، تألیفاتی دارند . اهمیت علمی و فرهنگی و سیاسی خواف ، از آنجا پیداست که در قرن پنجم(هـ-ق )خواجه نظام الملک توسی وزیر ملکشاه در خرگرد خواف نظامیه ای در حکم دانشگاه امروزی تأسیس کرد و بعد غیاث الدین پیر احمد خوافی وزیر شاهرخ تیموری مدرسه غیاثیه را در آنجا بنا نهاد . این امور دلیلی بر آن‏است‏که خواف در ردیف شهرهای بزرگ هم چون مرو ، هرات ، بغداد و نیشابور بوده است.ولی بعدازسقوط تیموریان وظهورصفویه وکم توجهی سلاطین بتدریج از موقعیت علمی،سیاسی وفرهنگی خواف کاسته شداگرمی‏بینیم دربعضی ازدوره ها فرهنگ منطقه رشد نکرده ودچارعقب ماندگی شده است به خاطرعواملی چند بوده است .

1-                 عوامل طبیعی

2-                هم مرز بودن با افغانستان که در برخی از دوره ها دارای فرهنگ پایینی بوده است

3-        تضاد مذهبی در منطقه به علت وجوددو فرقه شیعه و سنی و سوء استفاده حکام مستبد که سعی نمودند مردم منطقه را هم در جهل و گمراهی نگه دارند و هم دچار اختلاف نمایند ، در حالیکه در گذشته این منطقه مشاهیر علمی ، ادبی ، سیاسی ، قضایی  و نظامی بسیاری داشته و تقدیم اسلام و ایران نموده است که نشانه بارزی از اعتلای فرهنگ غنی این منطقه بوده و هست که اشاره میگردد .

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 23 بازدید